تبلیغات
صوفی پژوهی بارویکرد نقد - آیا معروف كرخی از امام رضا (علیه السلام) آموزش یافت؟
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر

آیا معروف كرخی از امام رضا (علیه السلام) آموزش یافت؟


ابو محفوظ معروف بن فیروز (= فیروزان) كرخی از مشاهیر عرفا و صوفیان و پدر و مادرش نصرانی مذهب بوده اند او در هفت سالگی به دست امام رضا (علیه السلام) اسلام آورد و دربان و از موالی او بوده[1].

معروف، نخستین كسی است كه در تصوف طریقت را آغاز كرد و اول كسی است كه به ولایت صوفیه به طریقی كه نزد صوفیان ثابت است، قائل شد.  قشیری از «ابوعلی دقاق» روایت كرده است كه معروف از موالی امام رضا (علیه السلام) بود[2].


 .

و نیز گفته است كه اما رضا (علیه السلام) معروف را تشویق به زهد فرمود. معروف در مجلس «ابن سماك» حاضر می شد و به مواعظ او گوش می داد خود چنین می گوید: «سخنان او در دلم جای گرفت پس روی به خدای آوردم و تمام كارهائی كه بدان اشتغال داشتم، رها كردمن جز خدمت به مولایم امام رضا (علیه السلام) و این سخن را به مولام، گفتم، فرمود: اگر از این موعظه پندگیری، تو را بس است»[3].

آنچه در روضات الجنات از كتاب «المجلی» ابن ابی جمهور احسائی نقل كرده، جنید بغدادی از دست دائی خود سری سقطی خرقة ولایت پوشید و سری هم از معروف كرخی و معروف نیز از دست مبارك حضرت حجه الله علی بن موسی الرضا (علیه السلام) خرقه پوش ولایت بوده است. و نظیر این مطلب را از سید حیدر آملی نیزز نقل كرده است[4].


این است كه یك سلسله از عرفای صوفیه هستند كه سند طریقتی خودشان را به معروف كرخی می رسانند و به واسطه او بدان حضرت موصول داشته و به همین جهت به معروفیه شهرت دارند[5].

با این همه، در هیچ كدام از كتب رجال شیعه كه به شرح حال هر یك از اصحاب و خواص و خدام و موالی ائمه اطهار (علیهم السلام) پرداخته و ولادت هر یك از مشاهیر و مجاهیل و ثقات و ممدوحین و مذمومین ایشان را می نگارند، ابداً تعرضی به شرح حال معروف كرخی نشده و نامی از او مذكور نداشته اند اینك سمت دربانی او نسبت به امام رضا (علیه السلام) محل نظر بوده و بسیار مستبعد می نماید[6]



علامه مجلسی در كتاب «عین الحیات» به همین جهت و دلائل دیگری سمت دربانی او را نسبت به حضرت رضا (علیه السلام) شدیداً انكار كرده است[7].

 به هر حال، او از نظر رجال شیعه شخصی مجهول الحال بوده ولی سنیها به او عقیده دارند و مانند صوفیه بسیار بزرگش می شمارند.

عرض، معروف كرخی را آخرین صوفی كه به امامان اتصال داشته اند، می پندارند و از اتصال متصوفه به ائمه پس از حضرت رضا (علیه السلام) خبری دیده نشده است، بلكه از امام دهم حضرت امام علی النقی (علیه السلام) نقل شده است كه آن حضرت دشمن صوفیان بود با این كه صوفیان به حق و مقام علویان معترف بودند، از آن امام روایت شده است كه فرمود: «همه صوفیان از مخالفین ما هستند»[8].

بدین ترتیب سید حیدر آملی و سایر صوفیان به ظاهر شیعه، معروف كرخی را تا آخر زندگیش ملازم و دربان حضرت رضا (علیه السلام)‌نوشته اند، بلكه مرگ او را در برابر خانة امام می دانند كه به جهت ازدحام شیعیان بر در خانه آن حضرت، دنده های او شكسته شد[9].

این ادعای آملی كاملاً واهی و بی اساس است زیرا: به موجب روایاتی كه از امام رضا (علیه السلام) نقل شده، آن حضرت نیز مانند سایر ائمه مخالف صوفیه بوده است از جمله بسیاری از ثقات علمای شیعه به سند صحیح از «بزنطی» و «اسماعلی بن بزیع»[10] از امام رضا (علیه السلام) روایت كرده اند كه فرمود: «هر كس كه نزد او از صوفیه صحبتی به میان آید و به زبان و قلبش آنها را انكار نكند، از ما نیست. و هر كس صوفیه را انكار كند، مانند كسی است كه با كفار در حضور رسول خدا (صلی الله علیه واله) جهاد كرده است»[11]. از این روایت معلوم می شود كه هر كس مخالف صوفیه نباشد، شیعة اهل بیت نیست.

عجیب است از امام رضا (علیه السلام)‌ غیر از این حدیث، احادیث دیگری نیز در طعن صوفیه نقل شده است با وجود این، آملی و صوفیه می گویند: معروف كرخی دربان آن حضرت بود. آنچه درباره ارتباط میان اما رضا (علیه السلام)‌ و معروف می توان به طور یقین ادعا كرد، آن است كه معروف معاصر امام بوده است و نیز به احتمال قوی امام رضا (علیه السلام) در بغداد فرود نیامده[12] و در آن شهر اقامت نفرموده است، بلكه مأمون را در طوس به سال 200 ملاقات مرده است و این همان سالی است كه معروف در آن سال به درود زندگی گفته است و اگر بنا باشد برای امام دربانی فرض شود، این دربانی باید در طوس اتفاق افتاده باشد، زیرا در مدینه امام احتیاج به دربان نداشت و آمدن امام به طوس هم همزمان با مرگ معروف بوده است. بنابراین معروف در حال حیات امام رضا (علیه السلام)‌ فوت شده بود زیرا وفات امام رضا (علیه السلام)‌ به سال 203 می باشد، پس به قول صوفیه دو قطب در یك زمان جمع نمی شود و در زمان حضرت رضا (علیه السلام) معروف حق نداشت خرقه بدهد و خود را مرشد بداند، پس چرا صوفیه خرقة خود را به او می رسانند؟ اگر بگویند: بعد از امام قطب شده، در آن صورت این مشكل پیش می آید كه بعد از امام معروف زنده نبود تا قطب شود.

و اگر دربانی او راست بود، می بایست علمای شیعه او را در كتب رجال و تواریخ خود ثبت كنند ولی ابداً نامی از او نبرده اند، اینك می توان گفت: سمت دربانی او نسبت به حضرت رضا (علیه السلام) دروغ صوفیانه است!

شیخ عطار می نویسد: معروف ترسائی بود كه در دست علی بن موسی الرضا (علیه السلام) مسلمان شده و آنگاه نزد داود طائی[13] رفته ریاضت بسیار كشیده و داود از تلامذه ابوحنیفه بود[14]. و نیز نقل كرده كه چون معروف وفات كرد، جهودان و ترسایان و مؤمنان هر سه طایفه در وی دعوی كردند كه از ماست و جنازة او را ما بر می داریم[15].

مخفی نماند كه در دعوی مذكور، یك شهادت بر آن هست كه معروف مجهول الحال به مقتضای (الصوفی لا مذهب له) عمل می كرده كه كفار و مسلمانان او را از خود می دانستند و اگر مسلمان صحیح العقیده بود، هرگز كفار او را از خودشان نمی شمردند.

پس شاگردی حسن بصری به امام امیر المومنان علی (علیه السلام)‌ و ابراهیم ادهم نسبت به امام سجاد (علیه السلام)‌ و تماس «بایزید» با امام صادق (علیه السلام)‌ با تاریخ سازگار نیست نیست. همچنانكه ملاقات شقیق با امام كاظم (علیه السلام)‌ ساختگی است و داستان ارتباط معروف كرخی با امام رضا (علیه السلام)‌، سخت مشكوك است. بنابراین مجموعاً نظریه سید حیدر آملی از بر ساخته های خود او با هم اندیشان اوست و امامان شیعه و اصحاب و یاران آنها را نمی توان پیشروان تصوف پنداشت.



[1]  - طبقات الصوفیه، ص 85 – رساله قشیریه، ص 12.

[2]  - رساله قشیریه، ص 12.

[3]  - رساله قشیریه، ص 12.

[4]  - خوانساری، روضات الجنات، ج8، ص 136.

[5]  - ریحانه الادب، ج5، ص 46.

[6]  - ریحانه الادب، ج5، ص 47.

[7]  - روضات الجنات، ج8، ص 137.

[8]  - الصله بین التصوف و التشیع، ص 255.

[9]  - طبقات الصوفیه، ص 85.

[10]  - بزنطی و ابن بزیع هر دو از بزرگان شیعه و از خواص امام رضا (ع) بودند.

[11]  - سفینه البحار، ج2، ص57 – شرح نهج البلاغه، خوئی، ج6، ص 304 – حدقه الشریعه، ص 605.

[12]  - اگر شبهه را قوی بگیریم و بگوئیم: امام وقتی به بلخ نزد مأمون می رفت، اقامت كوتاهی در بغداد داشته چنانكه یعقوبی نوشته است، عبارت او این است: «مأمون نزد علی بن موسی الرضا (ع) كسی فرستاد و او را از مدینه به خراسان خواست ... اما به بغداد آمد و از آنجا ... راه مرو را در پیش گرفت ... بنابراین گزارش، نیز تماس معروف كرخی با امام رضا (ع) مورد تردید است و حتی همین تنها سند اقامت كوتاه مدت امام در بغداد نیز دلالت بر ملاقات معروف كرخی با آن حضرت ندارد (ترجمه تارخ یعقوبی ، ج2، ص 465.)

[13]  - داود طائی، ناصبی و دشمن اهل بیت بود.

[14]  - تذكره الاولیاء، ج1، ص 206.

[15]  - همان، ج1، ص 273.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir