تبلیغات
صوفی پژوهی بارویکرد نقد - شیخ ،قطب ،مرشد1
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
شیخ ،قطب ،مرشد1
نویسنده ابو فاطمه در 10:42 ب.ظ | نظرات()

صوفیان معمولاً یك سلسله دستورات گوناگون به پیروان خود می دهند كه در بسیاری از موارد نه با موازین عقلی سازگار است و نه با موازین شرعی ، لذا برای این كه پیروان خود را در مقابل این دستورات تسلیم كنند و آن دستورات برای آنها به تمام معنی لازم الاجراء باشد ،مقامات ...

منطق صوفیان در این باره چنین است « سالك الی الله » برای این كه از گردنه های خطرناك سلوك به سلامتی بگذرد و در پنجه ی خطرات نفسانی و وساوس شیطانی گرفتار نشود و از كشمكش و اضطراب خیال آسوده باشد ،باید رهبر و راهنمایی برای خود انتخاب كند ،چون این راه خطرناك است و قطع آن با همرهی رهروان این راه ممكن نیست!

قطع این مرحله بی همرهی خضر مكن                     ظلمات است بترس از خطر گمراهی!
گذرت بر ظلمات است بجو خضر رهی                       كه در این مرحله بسیار بود گمراهی

صوفیان این رهبر را «  قطب » می نامند و معمولاً این عنوان را به كسی می دهند كه به عقیده آنها ،در سیر و سلوك ،استغنای كامل پیدا كرده باشد و محتاج به راهنما و رهبر نیست ،اما اگر هنوز استغنای كامل پیدا نكرده است او را « شیخ مجاز » ‌كه اجازه هدایت « فقراء ‌الی الله »! را از قطب دریافت داشته ،یا « مرشد » می نامند. 

صوفیان معمولاً معتقدند كه همه چیز اعم از اعمال و گفتار (حتی ذكرهایی كه می گویند!) باید به اجازه ی شیخ و قطب و مرشد باشد و اذكار و اعمالی كه بدون اجازه او باشد چندان اثری در طی مقامات معنوی نخواهد داشت!(3)

اقطاب و شیوخ آنها هم درست مانند طبیبی كه آمپول ها و دارو های مختلف را به كمیت و كیفیت معینی در زمان خاصی تجویز می كند ،می گوید: فلان ذكر را تا چهل روز هر روز این مقدار و آن تعداد بگو و بعداً آن را ترك كن و فلان ذكر را ... ظاهراً خودشان هم از این تشبیه ابایی نداشته باشند و خود را اطبا روحانی می دانند.
ولی آیا ذكر خدا كه در هر حال و به هر صورت خوب است ،و در دستورات ائمه معصومین (علیهم السلام) و شخص پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آْله) همه ی مردم را (بدون استثناء) دعوت به یك سلسله اذكار مستحبی كه مشتمل بر یاد خدا و توجه به اسماء حسنی و صفات ذات پاك اوست كرده اند ،‌چیزی است كه به بعضی از مزاجها می سازد ، و به بعضی از مزاجها نمی سازد ؟‌
اگر راستی چنین است چرا در اخبار پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه ی معصومین اثری از آن نیست ؟‌چرا آنها این برنامه ها را نسبت به اصحاب و یاران خود عمل نكردند؟

حدود اختیارات اقطاب:
به هر حال اقطاب از نظر صوفیه اختیارات فوق العاده وسیعی دارند تا آنجا كه نویسنده ی « استوار نامه » كیوان قزوینی ملقب به « منصور علی شاه » كه زمانی خود از اقطاب صوفیه بوده است ، می نویسد:
«حدود ادعای قطب 10ماده است:
اول: آنكه من دارای همان باطن ولایت هستم كه خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله) داشت و به نیروی تأسیس احكام تصوف را نمود ؟ الی آن كه او مؤسس بود و من مروج و مدیر و نگهبانم!
دوم: اینكه می توانم عده ای را تكمیل كنم به طوری كه روح قبایح را در تن آنها بمیرانم یا از تن آنها بیرون كرده ،به تن دیگران (كفار) بیندازم!
سوم: آنكه من از قیود طبع و نفس آزادم .
چهارم: آنكه همه ی عبادات و معاملات مریدان باید به اجازه ی من باشد!
پنجم: هر اسم را كه من به مریدان تلقین كنم و اجازه به دل یا زبان بگویم ، آن اسم خدا می شود و بقیه از درجه اعتبار ساقط است!
ششم: آنكه معارف دینی و عقاید قلبی اگر با امضای من باشد مطابق واقع است و الا عین خطاست! ‌
هفتم: آنكه من مفترض الطاعة و لازم الخدمة و لازم الحفظ هستم!
هشتم: من در عقاید خودم آزادم!
نهم: من همیشه حاضر و ناظر و احوال قلبی مریدم!
دهم: من تقسیم كننده بهشت و دوزخم! (4)

البته این عقاید همه فرق صوفیه نیست، اما منظور این است كه اجمالاً بدانید چه اختیارات و مقاماتی برای اقطاب قائل هستند.
صوفیان حق چون و چرا در برابر دستوران مرشد و قطب ندارند و كوچكترین مقاومتی در برابر آنها ،در حقیقت «ارتداد»! محسوب می شود و شاید عنوان «سر سپرده» نیز به همین مناسبت گفته می شود ،یعنی همه چیز خود را به یك بار در طبق اخلاص گذارده و در اختیار قطب و مرشد قرار می دهند و سر به آستانش می سپارند و می گویند :
اگر مخلصی سر برین در بنه       كلاه خداوندی از سر بنه!

حتی اینكه بسیاری از صوفیان معتقدند كه سالك باید صورت مرشد خود را در همه حال در نظر داشته باشد و كمتر از او غفلت كند ،چنانكه حاج زین العابدین شیروانی كه از حامیان سر سخت این طایفه است در كتاب خود «ریاض السیاحة» در صفحه ی 155 می نویسد: «‌پس در این حال سالك باید در جمیع احوال و افعال و اقوال ،‌از مراقبت صورت «مرشد» غافل نشود! و در هنگام ذكر و ورد و طاعت و خدمت از وجه شیخ خود غافل نگردد ،‌تا آن كه سالك را از كشمكش خیال و اضطراب باز دارد و در نتیجه خطرات نفسانی و وساوس شیطانی نگذارد»! و بر اثر همین اختیارات عجیب كه برای خود قائل هستند ممكن است بعضی از دستورات شرع مقدس را برای عموم یا برای بعضی علناً نقض كنند، به طوری كه یكی از دوستان مورد اعتماد من[حضرت آیت الله مكارم شیرازی] نقل می كرد كه یكی از فرقه های صوفیان قرائت نماز مغرب یا عشاء ‌را (تردید از نویسنده) است رسماً آهسته می خوانند ،‌وقتی تحقیق كردند گفتند: ‌فقیری در حالت توجه و جذبه ی معمولی بوده ، دیگری در كنار او به نماز مغرب و عشاء مشغول شده و قرائت را بلند خوانده ، فقیر از آن حال خوش به در آمده ، مرشد را چون قضیه مسموع افتادی ، دستور دادی كه همگان نماز خود را آهسته خوانند ،نكند فقیر دیگری را از حال خوشی باز دارند!

خلاصه اینكه:
در دستگاه صوفیان یك انضباط بسیار شدید ، شدیدتر از انضباط های نظامی و حزبی حكومت می كند ، با این تفاوت كه در انضباط های حزبی (مانند انضباط شدید احزاب كمونیست) فقط اعمال و رفتار كنترل می شود اما در اینجا عقائد و افكار هم به گمان اینكه نزد مرشد آشكار است كنترل می گردد ،منتها گاه سران صوفیان خودشان آزادی های وسیعی به افراد می دهند ،‌چنانكه در اوایل كتاب هم اشاره شد.(5)

 

 


پی نوشت ها:
1. سالك توبه كار بعد از توبه باید پیرو و مطیع كسی شود كه او را رهبری نماید و به اصطلاح صوفیه باید مرشدی انتخاب كند . این مرشد به اسامی مختلف نامیده می شود از قبیل « پیر » ، « ولی » ، « شیخ » ، « قطب » و « دلیل راه » و شخصی است كه تجربه و علم كافی دارد و « خود به حق واصل شده » است.
2. رهبری در تصوف، براساس سلسله مراتب و « حرم قدرت » قرار گرفته است « قطب » یا پیر طریقت ، برفراز قله ی این حرم جای دارد ،دیگران همه در مراحل پایین تر وی ،مقام گزیده اند . سالكان راه باید از مراحل بسیار دشوار و پیچیده ای بگذرند تا به مرحله ی والای قطب برسند قطب خود را محور نظام دنیا و آخرت دانسته! و مدعی شاهی و حكم فرمایی بر همه می باشد! دكتر غنی می گوید: « برای اینكه اهمیت مقام «ولی» و «پیر» در تصوف روشن شود بهترین وسیله استشهاد از بزرگان صوفیه است از جمله مولانای رومی در مثنوی كه یكی از بزرگترین شاهكارهای آثار ادبی ایران و بلاشك جامع ترین و عالی ترین و دلپذیر ترین آثار متصوفه اسلام است در موارد عدیده «ولی» را به تعبیرات گوناگون وصف می كند از جمله می گوید:
قطب شیر و صید كردن كار او              باقیان این خلق باقی خوار او
تا توانی در رضای « قطب » كوش        تا قوی گردد كند در صید جوش!
چون برنجد بینوا گردند خلق                 كز كف عقل است چندین رزق خلق!
زان كه جمله خلق باقی خوار اوست        این نگه دار ،اردل تو صید جوست!
او چو عقل و خلق چو اجزای تن            بسته ی عقل است تدبیر بدن
قطب آن باشد كه گرد خود تند               گردش افلاك گرد او زند!
مثنوی ، جلد 5 صفحه ی 502 (یعنی مقامی فراتر از همه ی انبیاء و اولیاء!!)
3. صوفیها در مقام «پیر» ، «قطب» ‌و «مرشد» غلو بسیار كنند و او را از نظر روحی متحد با «خدا» شمرده اعمال او را ،اعمال خدا می دانند! و هر چه از او صادر شود بدون چون و چرا به جا و صواب می شمارند. دكتر غنی می نویسد: « سالك چون ولی و مرشد خود را انتخاب كند و دست ارادت به او سپرد باید چشم بسته مطیع او باشد و بدون چون و چرا اوامر او را واجب الاطاعة بشمرد به قول حافظ:
به می سجاده رنگین كن گرت پیر مقام گوید                 كه سالك بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
به این معنی كه تردید و تأمل در اجرای اوامر مرشد و ولی و تصور خطا و اشتباه برای او كفر طریقت است! ( تاریخ تصوف ،صفحه ی 234 )
4. نقل از استوارنامه ، صفحات 95 تا 106 با تلخیص.
5. در حالات ملای رومی نوشته اند: روزی شمس تبریزی از ملای رومی شاهدی (پسیری) خواست مولانا «حرم» (عیال) خود را دست گرفت در میان آورد ،و فرمود او خواهر جانی من است ،گفت: « نازنین پسری» می خواهم! فی الحال فرزند خود «سلطان ولد» را پیش آورد ،فرمود كه وی فرزند من است! حالیا اگر قدری «شراب» دست می داد ذوقی می كردم «مولانا» بیرون آمد و سبویی از محله «جهودان» پر كرده بر گردن خود بیاورد! مولانا شمس الدین فرمود كه من قوت مطاوعت و سعت مشرب مولانا را امتحان می كردم و از هر چه گوید زیادت است!! (جامی ،نفحات الانس ،صفحه 466 ) .
از این داستان و امثال آن كه در كتاب های بزرگان صوفیه به فراوانی می توان یافت به میزان تمكین و سر سپردگی مرید سالك در برابر پیر و مراد «قطب» پی برد و تا كسی به اصطلاح زیر خرقه نرود ،هفت شهر عشق را نپیماید ،مراحل تصوف را طی نكند و تا در برابر «‌قطب» فروتنی و تمكین ،تا مرحله تسلیم و فنای خویش نجوید ،وی هرگز به برخورداری از امتیازات و ب‍ه مقامات تصوف نایل نخواهد آمد . 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir