تبلیغات
صوفی پژوهی بارویکرد نقد - بزرگان عرفان مصطلح (حافظ،مولوی،عطار،شبستری،ابوسعید ابوالخیر و…) و تحقیر عقل و علم 5
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر

خرد ستیزی و علم گریزی از ویژگی های مدرسه عرفان مصطلح یونانی و صوفیانه  (و نه البته مدرسه عرفان قران و اهل بیت علیهم السلام) است. خرد ستیزی عرفان مصطلح گاه در ایجاد تقابل بین عقل و عشق و تحقیر عقل در برابر عشق جلوه گر می شود و گاه در ستایش از مستی و لایعقلی رخ می نماید.

ب: تکریم عقل در آیات و روایت به بالاترین درجه

از منظر قران و اهل بیت علیهم السلام عقل بالاترین شرافت را داشته و حاوی همه فضایل و خوبی ها از جمله محبت ورزی نسبت خداوند و  محبوب ازلی و اولیای او است و  نیز عقل هر جا که جای جانفشانی در راه محبوب و خداوند باشد، بدان توصیه می کند و از صفاتی چون ترس و دنیا دوستی  مبرا است. به عنوان مثال این غلط است که بگوییم امام حسین علیه السلام به فرمان عشق پا در  سرزمین کرب و بلا گذاشت و نه با حکم عقل، چرا که در ماهیت عقل، عنصر فداکاری و جانفشانی نیز  وجود دارد. به تعبیر دیگر در منطق قران و اهل بیت، هیچ بعدی از ابعاد وجودی انسان برتر از عقل قلمداد نشده است و به هیچ عنصری برتر از عقل در روح انسانی اشاره نشده است تا عقل در مقایسه با او تحقیر شود.

 

قران کریم ضمن توصیه های مکرر به خردورزی و استفاده از عقل با تعابیری چون افلایعقلون و با ستایش از خردمندان با تعابیری چون اولوا الالباب و اولی النهی، آنانی را که از خردورزی استنکاف می کنند، موجوداتی پلید می داند:

و یجعل الرّجس علی الّذین لا یعقلون یعنی خداوند پلیدی را بر آنان که از خردورزی استکاف می کنند، قرار خواهد داد.

 

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله فرمود:

“خدا به بندگانش چیزى بهتر از عقل نبخشیده است، زیرا خوابیدن عاقل از شب بیدارى جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل (به سوى حج و جهاد) بهتر است و خدا پیغمبر و رسول را جز براى تکمیل عقل مبعوث نسازد (تا عقلش را کامل نکند مبعوث نسازد) و عقل او برتر از عقول تمام امتش باشد و آنچه پیغمبر در خاطر دارد، از اجتهاد مجتهدین بالاتر است و تا بنده‏اى واجبات را به عقل خود در نیابد آنها رإ انجام نداده است. همه عابدان در فضیلت عبادتشان به پاى عاقل نرسند. عقلا همان صاحبان خردند که درباره ایشان فرموده: تنها صاحبان خرد اندرز مى‏گیرند.”

 

امام صادق علیه السلام فرمود:  

       
        “خداى عزوجل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن اولین مخلوق از روحانیین است. پس بدو فرمود: پس رو، او پس رفت. سپس فرمود: پیش آى پیش آمد. خداى تبارک و تعالى فرمود: ترا با عظمت آفریدم و بر تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم .”

 

امام کاظم علیه السلام فرمود:

“اى هشام! همانا خداى متعال به واسطه عقل حجت را براى مردم تمام کرده و پیغمبران را به وسیله بیان یارى کرده و به سبب برهان ها بر ربوبیت خویش دلالت شان نموده اى هشام سپس خداوند از صاحبان عقل به نیکوترین وجه یاد نموده و ایشان را بهترین زیور آراسته و فرموده: خدا به هر که خواهد حکمت دهد و هر که حکمت گیرد خیر بسیار گرفته است و جز صاحبان عقل در نیابنداى هشام خدا بر مردم دو حجت دارد: حجت آشکار و حجت پنهان، حجت آشکار رسولان و پیغمبران و امامانند و حجت پنهان عقل مردم استاى هشام امیر المؤمنین علیه السلام مى‏فرمود: خدا با چیزى بهتر از عقل پرستش نشود.”

 

  بر اساس روایتی از امام رضا علیه السلام با عقل است که پیام آوران راستین از دروغین تشخیص داده می شوند و این بدان معنا است که مکاتب و مذاهب باطل و دروغین باید به تحقیر و تخطئه عقل  و یا ایجاد واژگونی و تحریف در معنای آن بپردازند تا بتوانند در برابر حق و حقیقت طرفی ببندند. زیرا تا وقتی که انسانها به حکم روشن عقلشان گردن می نهند، خطا و انحراف نمی تواند ظهور و  بروز پیدا کند.

 

این که جناب مولوی می گوید:

عقل قربان کن به پیش مصطفی

حسبی الله گو که الله‌ام کفی

نشان از بیگانگی او با فرهنگ قرانی و نبوی و اهل بیت علیهم السلام دارد. در این فرهنگ، عقل حجت باطنی در کنار حجت ظاهری است و اگر عقل قربانی شود جایی برای حضور حجت ظاهری که انبیاء و اولیای معصوم الهی است، نمی ماند. البته ممکن است گفته شود منظور مولوی استدلال های فلسفی و ان قلت های بی جهت در برابر نبوت و پیامبر است اما باید دانست که در هر صورت به استدلال های غلط فلسفی و  اندیشه ورزی باطل در برابر وحی، عقل و تعقل گفته نمی شود تا لازم باشد که بگوییم باید عقل را قربانی کرد. اگر قرار است چیزی تخطئه شود، این فلسفه و شبه عقل و استدلالهای غلط  فلسفی است و نه عقل و عقلانیت و هر گونه استدلال و مطلقا گفته شود:

پای استدلالیان چوبین بود

پای چوبین سخت بی تمکین بود

 

باید به این نکته نیز اشاره نمود که همه مراتب عقل ـ از پایین ترین مرتبه آن که انسان را از حالت سفاهت و جنون و عقب ماندگی ذهنی خارج می کند و بر اساس قواعد  فقهی چنین انسانی مخاطب تکالیف الهی است و محجور و ممنوع المعامله نیست تا بالاترین مراتب آن که عقل به اندیشه و تعقل در باب معرفت الله و آثار صنع و حکمت و تدبیر خداوند می پردازد و تا مرحله ای که به خالق عظیم و رحیم و عطوف و جمیل و غفور پس از معرفت، محبت می ورزد ـ مورد تکریم و تعظیم خداوند است. بنا بر این تعابیری چون عقل جزئی و عقل دور اندیش و عقل معاش و عقل ابزاری نمی تواند دستمایه تحقیر عقل باشد و فی المثل اگر در موردی، انسانی در اندیشه و تفکرش به خطا رود و مثلا ابزاری مخرب بسازد ـ مانند آنچه در ارتباط با انسان و دنیای مدرن شاهد آنیم ـ  در واقع باید دانست که در اینجا چنین انسانی از مدار و طور عقل خارج شده است و نباید محصول او را نتیجه تعقل او دانست.   

 

ج: توصیه به علم آموزی از گهواره تا گور

مدرسه قران و اهل بیت علیهم السلام بر خلاف مدرسه عرفان و تصوف یونانی ـ که مع الاسف نام اسلامی بر خویش نهاده است ـ  بزرگترین منادی دانایی و علم ورزی است و هر کس اندک آشنایی با آیات و روایات داشته باشد، این موضوع را در می یابد. و اساسا با علم و عقل است که انسانیت انسان نمود می یابد و تفاوت انسان و حیوان مشخص می شود. انبیای الهی و اولیای معصوم علیهم السلام، اولین و آخرین معلمان علوم عقلی (مانند معرفت عقلانی به خداوند و دیگر اصول اعتقادی که در کلام شیعی منعکس است) و نقلی بوده اند و تعلیم علوم مادی و معنوی ـ که در سعادت ابدی انسان مدخلیت داشته است ـ رسالت آنان بوده است. روایاتی چون طلب العلم فریضه و یا اطلبوا العلم من المهد الی اللحد و صدها آیه و روایت گویای این امر است.

 

بنا بر این مدرسه و مذهبی که به پیروان خود تحت عناوینی غیر عقلانی و غیر عالمانه  چون عشق و وحدت و سکر و جنون و مستی و لقای ذات و فنای در ذات و وصال به ذات، تحقیر عقل و علم و خردورزی و دانش آموزی را القا می کند و در ادامه این روند سر از پلورالیزم عقیدتی ای در می آورد که به انکار مرزبندی بین  توحید و شرک و حق و باطل  می پردازد و همه انبیاء و شرایع و ادیان الهی را به سخره می گیرد، هیچ نسبتی با مدرسه عقلانی و  آگاهی بخش قران و اهل بیت علیهم السلام ندارد و باید پیروان قران و اهل بیت علیهم السلام  مرز عقیده و عمل خود را با این مدرسه و مذهب ترسیم و مشخص کنند.   

والسلام

 

شنبه 11 مهر 1394 10:13 ب.ظ
سلام ابو فاطمه .اگه وبلاگهای دیگه ای هم داری معرفی کن تا سر بزنیم ما که بیکاریم تو اینترنت همینجور می چرخیم. بزار جای خوبی بچرخیم.
ابو فاطمهسلام ، اخوی ، نام خودتون را ذکر بفرمایید
چهارشنبه 28 مرداد 1394 04:08 ب.ظ
وافعا احسنت ،
جناب ابوفاطمه موفق باشید.
ابو فاطمهسپاس از توجه شما
سه شنبه 23 تیر 1394 07:59 ق.ظ
درود آقای ابو فاطمه قضاوت جاهلانه بزرگترین گناه است مولوی را بیشتر بخوانید شاهد مثال هایی که آورده اید مربوط به عقل جزیی است و شیوه ی مولانا کاملا قرآنی است 1200 آیه ی قرآن را در اشعارش به کار برده است . تعصب نفی عدالت است.تا جنینی کار خون آشامی است.بدرود
ابو فاطمهشیوه مولوی استخدام آیات و مخلوط کردن آن با مباحث صوفیانه است ، کمی دقت و انصاف داشته باشید.
سه شنبه 9 تیر 1394 07:59 ب.ظ
موفق باشی ابو فاطمه التماس دعا
ابو فاطمهممنون، یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir