تبلیغات
صوفی پژوهی بارویکرد نقد - عقیده باطل ابن عربی : حضرت نوح در دعوت امت خود دچار خطا شد!
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر

ابن عربی در فُصُوص، فصّ نوحیّه ،ادّعا می کند که حضرت نوح علیه السّلام در دعوت امّت خود خطا کرد و قوم او غرق دریای علم و معرفت گردیدند­. [۱]

 

خلاصه اظهارات ابن عربی چنین است:

حضرت نوح علیه السّلام در مورد دعوت امت خود مُنَزِّه محض بود و حق تعالی را مُنزََّه ازهر گونه شَوائِب جسمانی معرّفی می نمود و به هیچ وجهی از وجوه، مشابهت و مناسبتی میان خداوند و خلق قائل نبود.

از سوی دیگر، قوم او مُشَبِّه محض بودند زیرا بُت می پرستیدند و بُتهای خود را مُتَّصف به صفات کمال می دانستند به همین جهت قوم نوح علیه السّلام میان دعوت آن حضرت که تنزیه محض بود و عقیده خویش که تشبیه محض بود مناسبت و وجه مشترکی نیافتند و لذا دعوت آن حضرت را نپذیرفتند.

اما اگر نوح علیه السّلام همان گونه که قوم خود را به تنزیه دعوت می کرد به تشبیه نیز مبادرت می نمود، قوم هم دعوت او را می پذیرفتند.

 

ابن عربی معتقد بود، حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در دعوت خود، تشبیه و تنزیه را جمع نمود و به همین جهت دعوت او پذیرفته شد.

ابن عربی برای اثبات این ادّعای خود به آیه « لَیسَ کَمِثلِه شَیءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ البَصیرُ» [۲]استدلال می کند و می گوید بخش اول آیه شریفه « لَیسَ کَمِثلِه شَیءٌ » تنزیه حق تعالی و بخش دوم « وَ هُوَ السَّمیعُ البَصیر » تشبیه می باشد ابن عربی در فصوص، فصّ اسماعیلیّه نیز گوید:

وَ لا تَنظُر اِلَی الحَقّ وَ تَعریهِ عَنِ الخَلقِ          وَلا­تَنظُر­اِلَی الخَلقِ وَ تَکسُوهُ سِوَی الحَقِّ [۳]  

ندان حق را برهنه از خلق و خلق را بدون کسوت حق ، حق را در کسوت خلق و خلق را در کسوت حق بدان.

 

و سپس گوید : وَ نَزِّههُ وَشَبِّههُ و قُم فی مَقعَدِ الصِّدقِ :

یعنی حق را تنزیه و تشبیه کن تا در مقعد صدق استقرار یابی [۴]

 

بدین صورت ابن­عربی در مورد عدم جواز ترک بتها از جانب قوم نوح علیه السلام می گوید :

فَاِنَّهُم لَو تَرَکُوهُم جَهَلوا مِنَ الحَقّ عَلی قَدرِ ما تَرَکُوا مِن هؤُلاءِ فَاِنَّ لِلحَقِّ فی کُلِّ مَعبُودٍ وجهاً خاصّاً یَعرِفُهُ وَ یَجهَلُهُ مَن یَجهَلُهُ [۵] . یعنی اگر قوم نوح علیه السلام آن بتها را ترک می نمودند جاهل می گردیدند از حق به اندازه آنچه از بتها ترک نمودند . همانا برای حق در تمامی معبودها ( حتّی بُتها و … ) وجه خاصّی است می شناسد آن وجه خاص را هر که حقّ را می شناسد و نمی شناسد آن وجه خاص را هر که حق را نمی شناسد.

 

و خلاصه در مورد هلاکت فوم نوح گوید :

فَغَرَقُوا فی بِحارِ العلم بالله فلم یَجِدوا لَهُم مِن دُونِ اللهِ اَنصاراً فَکانَ اللهُ عَین انصارِهم فَهَلَکُوا فیه الیَ الاَبَدِ فَلَو اَخرَجَهُم اِلیَ السَّیفِ سَیفِ الطَّبیعهَ لَنَزَلَ بهم عَن هذِهِ الدَّرَجَهِ الرَّفیعه [۶].

قوم نوح علیه السّلام در دریاهای علم بالله تعالی غرق گردیدند . پس جز الله یاری دهنده نیافتند . پس الله یاری دهنده آنها شد آنگاه قوم نوح علیه السلام تا ابد هلاک و فانی در حقّ گردیدند . چنانچه حضرت نوح علیه السلام امّت خود را از آن دریاهای علم به ساحل طبیعت بیرون می آورد آنها را از آن درجه والا و رفیع به درجه پایین تری تنزّل می داد !!

توضیح :

اینکه ابن عربی ، حضرت نوح علیه السّلام را در دعوت قوم خود ،آنهم درباره مسأله اساسی و بنیادی توحید، خطاکار دانسته و گستاخی را تا آنجا رسانده که می گوید : فَالمُنَزِّه ﺇمّا جاهل و ﺇما صاحب سُوء أَدَب [۷]

 

باعث تأسّف است و این جملات نه تنها اهانت به تمامی انبیاء و اوصیاء علیهم السّلام و موحّدین عالم بوده بلکه اسائه ادب به مقام کبریائی حق و مخدوش جلوه دادن علم و حکمت بالغه­ی الهی که نوح علیه السلام را در جهت هدایت خلق مبعوث نموده و به مقام اولوا العزمی مفتخر فرموده است، می باشد.


[۱] – فصوص ،‌فص نوحیّه ،‌۵۶ – ۷۳٫

[۲] – الشوری، [‌۱۱].

[۳] – فصوص ،‌فصّ سماعیّلیّه ،‌ص ۱۲۰٫

[۴]-  اشاره است به آیه القمر ، ۵۴-۵۵ ، « إنَّ المُتَّقینَ فی جَنّاتٍ و نَهَرٍ * فی مَقعَدِ صِدقٍ عِندَ مَلیکٍ مُقتَدرٍ »

[۵]-  فصوص ، فصّ نوحیّه ، ص ۶۶ ، در نسخه دیگر فانّهم اذا ترکوهم فقد ترکوا للحقّ و جهلوه بقدر ما ترکوا …

[۶]- همان ، ص ۶۹- ۷۰ ، در نسخه دیگر فغرقوا فی البحار العلم بالله و هو الحیره …

[۷] – همان فصّ نوحیّه ،‌ص ۵۵٫

شنبه 18 خرداد 1398 06:40 ق.ظ

I for all time emailed this weblog post page to all my friends, because if like to read it next my links will too.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir