تبلیغات
صوفی پژوهی بارویکرد نقد - مطالب بهمن 1393
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
نقد عطار ملعون
نویسنده ابو فاطمه در 11:47 ب.ظ | نظرات()

فرید الدین محمّد عطار نیشابوری از صوفیان مشهور قرن ششم و اوائل قرن هفتم هجری است که آقایان فلاسفه وعرفاعلاقه وافری به ایشان دارندو حتی برای ایشان پیشنهادات والایی می دهند مثلا می گویندمنطق الطیر ایشان را نقاشی کنند یا برای ایشان وهم خطانش همایش در شرق کشور می گیرندو…ببینید چگونه تعصب سنی بودن خودوحمایتش رااز خلفا بیان می کند مگر نه اینکه باید شیعیان ازکتب اهل تسنن دوری کنند!

مسلک عطّار، تضادها و تناقضات مکاتب و نحله‎های مختلف را ردنمی کند در «اسرار نامه» این چنین از عمروابوبکروعثمان تعریف می کند سخن می‌گوید:

 ابوبکر

نخستین قدوۀ دارالخلافه

اساس دین حق، بنیاد تحقیق

سپهر صدق را خورشید انور

شریعت را نخستین قرّة العین[۱]

شراب شرع چون جوشی بجوشید

نخستین جام حکمت نوش او کرد

نبی را در امامت پیش رفته

چو حق در گوش جان او ندا کرد

چو در باخت آنچِ بودش زرّ و سیمی

زهی بینندگیّ و پاکبازی

مخالف گو بیا برخوان و بشناس

ز اوّل تا روز قیامت

در اوّل هم دم او در هر اندوه

در اوسط نایب خاص نخستین

در آخر در برِ او خفته در خاک

 

جهان صدق و پور بو قُحافه

نیابت دار شاه شرع، صدیق

چراغ اولیا صدّیق ابوبکر

رفیق مصطفا و ثانی إثنَین[۲]

به آمَنّا و صَدَّقنا بنوشید

ز دست مصطفا سر جوش او خوَرد

توانگر آمده، درویش رفته

هرآنچش بود با دختر فدا کرد

بساخت از مال دنیا با گلیمی

و لیکن نیست صدّیق ببازی

سَتُدعَونَ إلی قَومٍ أولی بأس[۳]

نبی در حقّ او کرده کرامت

چه در شهر و چه در غار و چه در کوه

پیمبر را نیابت کرده در دین

زهی پیر و مرید و چست و چالاک[۴]

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

(۲۴- ۲۵)

عطار نیشابوری در منطق الطیر در اشعاری تحت عنوان شفقت علی علیه السلام با ابن ملجم چنین می گوید:

چونک آن بدبخت آخر از قضا          ناگهان آن زخم زد بر مرتضا

 

می بینیم که عطار نیز عمل ابن ملجم را از سر جبر و قضای الهی و نه اختیار ابن ملجم می داند. عطار در ادامه  در مسیر قباحت زدایی از عمل ابن ملجم می گوید:  

مرتضی را شربتی کردند راست     مرتضا گفتا که خون ریزم کجاست

شربت او را ده نخست آنگه مرا     زانک او خواهد بُدَن هم ره مرا

شربتش بردند او گفت اینت قهر     حیدر اینجا خواهدم کشتن به زهر

مرتضا گفتا به حق کردگار             گر بخوردی شربتم این نابکار

من همی ننهادمی بی او به هم    پیش حق در جنت المأوی قدم

مرتضا را چون بکشت آن مرد زشت   مرتضی بی او نمی‌شد در بهشت

 

عطار مدعی است که اگر ابن ملجم آن شربت را از علی علیه السلام گرفته و خورده بود، آن حضرت بدون ابن ملجم وارد بهشت نمی شد! و این البته بر خلاف همه مسلمات اسلامی و قرانی و شیعی در باره جنایتکاران تاریخ است. حتی در منابع اهل سنت به روایت احمد بن حنبل از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است که آن حضرت خطاب به امیر المؤمنین فرمود: شقی ترین در میان امتهای پیشین پی کننده شتر صالح بود و شقی ترین فرد در امت آخرالزمان قاتل توست. (بحار الانوار، ج ۴۲ ص ۲۳۷)

 

ابن عباس می گوید: ابن ملجم از نسل قدّار پی کننده شتر صالح بود و ماجرای این دو یکی است. زیرا قدار در پی عشق زنی به نام رباب، شتر صالح را پی کرد و ابن ملجم هم به خاطر عشق به قطام امیر المؤمنین را کشت.(همان)

 

اما نکته قابل توجه تر در اشعار فوق الذکر عطار این است که او می خواهد با این افسانه سرایی اولین ظالم در حق محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین یعنی ابوبکر را تبرئه و تطهیر کند و مظلومیت امیرالمؤمنین را انکار کند. ببینید:

بر عدو چون شفقتش چندین بود         با چو صدّیقیش هرگز کین بود؟

آنک چندینی غم دشمن خورد             با عتیقش دشمنی چون ظن برد

چند گویی مرتضی مظلوم بود             و ز خلافت راندن محروم بود

چون علی شیرحق است و تاج سر      ظلم نتوان کرد بر شیر ای پسر

 

عطار در ابیات فوق با شیر خواندن علی علیه السلام می خواهد یکی از مسلّم ترین حوادث تاریخی اسلام را که غصب خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام و مظلومیت آن امام است انکار کند و نسبت به این موضوع تجاهل می کند که آن شیر خدا به خاطر حفظ اصل و کیان اسلام سکوت کرد و دست به شمشیر نبرد.

 

بله این است موضع عرفان و تصوف در برابر ابن ملجم و غاصبان حق اهل بیت علیهم السلام  و ….اما موضع شیعه در برابر ابن ملجم و اصحاب سقیفه و اولی و دومی و سومی و توجیه گران ظلم و جنایت اینان چیست؟ در زیارت مخصوصه حضرت امیرالمؤمنین چنین می خوانیم:

 

لعن الله من قتلک و لعن الله من خالفک و لعن الله من افتری علیک و لعن الله من ظلمک و غصب حقک و لعن الله من بلغه ذلک فرضی به انا الی الله منهم برآء …الحمد لله الذی جعل النار مثویهم و بئس الورد المورود.

 

مولای ما امیر المؤمنین! خداوند قاتل تو و مخالف با تو و دروغزن بر تو را لعنت کند و نیز لعنت خداوند بر آن که به تو ظلم کرد و حقت را غصب نمود و لعنت خدا بر هر کسی که این را بداند و به آن رضایت دهد. من از همه اینان بیزارم. … و خداوند را از این بابت که جهنم را که بد منزلگاهی است، جایگاه اینان قرار دارد، سپاس می گویم.


 


کل ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل ۱ … هر چه از این بیت در نیامده باطله

 

انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ۲

 

هر کسی همونطور که خودش آلوده هست حرفش هم آلوده هست. فقط کسانی که آلوده نیستند (میشود گفت) حرفشان آلوده نیست و آن چهارده معصوم علیهم السلام هستند…

 

خلاصه برهان هم این هست…

 

فرض کنید الان ابن سینا ، فارابی ، ارسطو ، افلاطون… همه اینها در کمال قدرت فکری (هستند). اما عصمت که ندارند. قطعا فکر آلوده به خطاست. حرف هم مولود فکر است. اون حرف هم قهرا آلوده خواهد بود. پس حرف پاک را از کجا باید پیدا کنیم؟ حرف پاک فقط حرف کسانی است که صاحب مقام عصمت باشند…

 

روح پاک… عمل پاک… حرف پاک…    

 

این هست که اتباع قول وعمل معصوم برهانی هست نه تعبدی… منتها فرد باید حسابی ملا باشد بفهمد نسبت کلام به فکر چیست…

 

خلق الانسان علمه البیان ۳ … بیان را چرا بیان می گویند؟ چون کشف میکند… بیان ظهور و جلوه باطن و فکر انسان است…

 

آنوقت بیانات ائمه جلوه ارواح آنها و علوم آنهاست… این هست که عصمت آنجاست… انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی… لن تضلوا ما ان تمسکتم بهما ۴…   به این دو تا فقط تمسک… بقیه هم حرف مفت است ول معطلند!

 



 



۱ – وسائل‌ الشیعه‌ ۷۵

۲ – سوره احزاب آیه ۳۳

۳ – سوره الرحمن آیات ۳ و ۴

۴ – اصول کافی، ج۱، ص۲۹۴

آیت الله  لطف الله صافی گلپایگانی از مخالفان فلسفه و عرفان محسوب می‌شوند. ایشان در آثار خود، آثار فیلسوفان را مفید به یقین نمی‌دانند و بر این باورند که طریقت فلسفه و عرفان، به گمراهی دامن می‌زند. ایشان در مقابل فلاسفه نیز موضع منفی دارند و فیلسوفان اسلامی را نیز مورد نقد قرار می‌دهند. یکی از فیلسوفانی که از تیغ نقد آیت الله صافی مصون نمانده، شهاب الدین سهروردی است.

 

آیت الله العظمی صافی گلپایگانینقد آراء سهروردی

آیت الله صافی، شهاب الدین سهروردی را از جمله فلاسفه‌ای می‌داند که در حفظ دین، کمکی نکرده‌اند و گامی به پیش ننهاده‌اند. ایشان در بیان معرفی افرادی که خادم دین بوده‌اند و مردم را بدان سو سوق داده‌اند این‌گونه آورده‌اند: «نسل جوان ما اگر بخواهد از شر اضلال این روشنفکری‌های رسمی در امان بماند و دین راستین اسلام را پاک و همان‌طور که بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است از منابع اصلیه و اصیله فرا بگیرد، باید یا شخصاً به این منابع مراجعه نماید و بدون تأویل و توجیه، دلالت کتاب و سنت را حجت بداند و یا به اسلام‌شناسان – یعنی آن‌ها که در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) با غور و بررسی در این منبع، اسلام را آموخته‌اند، رجوع نماید. اینان را همه می‌شناسند، ابوذرها، مقدادها، … ابن بابویه‌ها، شیخ طوسی‌ها و شاگردان آن‌ها و شاگردان شاگردانشان تا زمان حاضر از علما و فقها و مراجع می‌باشند» (شرح حدیث عرض دین حضرت عبدالعظیم حسنی، ص ۴۱).

 



عداوت محمد حسین طهرانی با مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی
به خاطر تحریم درس فلسفه و عرفان 
و بیرون انداختن سید حسن مسقطی از نجف به خاطر تبلیغات صوفی گری


اشاره:

آقای محمد حسین لاله زاری (طهرانی) که از سلسله ی شوشتریه ی صوفیه است به خاطر تحریم فلسفه و عرفان از سوی مرجع اعلای شیعه مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و بیرون انداختن مسقطی از نجف اشرف به خاطر تبلیغات صوفی گری او، بنای یک عداوت خاصی را با مرحوم سید نهاد به حدی که با دروغ سازی ها و تهمت های بزرگ و تحریف واقعیت ها حتی تحریف تاریخ زنده ی معاصر سعی در تخریب چهره ی علمی و معنوی و خدشه ناپذیر مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی را داشت.

انسان گاهی که در آثار چاپی محمد حسین تورق می کند می بیند بسیار کم پیدا می شود صفحه ای باشد و در آن دروغ یا تهمت یا تحریف نباشد لذا هر از گاهی که روح ما با مطالب او مکدر می شود با تحقیق و تفحص از منابع موثق، واقعیت ها را اعلام می کنیم تا دروغ های محمد خسین و فرقه ی او بر ملا شود و کینه و عداوت صوفیه نسبت به شخصیتی مثل مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و سایر فقهاء شیعه روشن گردد.

طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir